X
تبلیغات
رایتل

پشت پرده انجمن خیریه حجتیه مهدویه

گزیده نوشته هایی درباره حجتیه

نقشی دیگر از حجتیه

شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 10:42 ق.ظ

دو گروه طرفدار جنگ

در هیات حاکمه ایران و امریکا

آرش صادقی

سلام- سیمور هرش معروفترین خبرنگار از جنگ ویتنام تا دوران بوش است. شهرت او بدلیل افشای خبرهائی است که از درون سازمان اطلاعات مرکزی امریکا “سیا” و وزارت دفاع این کشور”پنتاگون” بدست می آورد.

در واقع، او کانال افشای اخبار مهمی است که از جانب گروهی از هیات حاکمه آمریکا دراختیارش گذاشته می شود.

این بخش از هیات حاکمه امریکا، بر خلاف بخشی دیگری از هیات حاکمه این کشور که در وزارت دفاع امریکا صاحب نفوذ و قدرت است، با حمله به ایران مخالف است و آن را در راستای منافع امریکا نمی داند.

بیشترین نفوذ این بخش از هیات حاکمه امریکا که برخی اخبار را به “هرش” میدهد تا پخش کند، در وزارت خارجه و سازمان “سیا” و حزب دمکرات متمرکز است. با آنکه “اوباما” از حزب دمکرات امریکاست و ظاهرا باید دوستان سیمور هرش در سالهای اخیر تقویت شده باشند، اما واقعیت چنین نیست. آنها دردوران ریاست جمهوری اوباما بسیاری از مواضع قدرت را، در مقابل هیات حاکمه رقیب از دست داده اند و بشدت زیر فشار اند.

هیات حاکمه رقیب، حمله به ایران و آغاز جنگی تازه را به سود قدرتمندتر شدن و در حقیقت سلطه کامل خود بر کاخ سفید می دانند و از این نظر تحلیلی بسیار شبیه تحلیل هیات حاکمه کنونی ایران دارد.

به این دلیل نباید حادثه حمله به نفتکش ژاپنی در دهانه دریای عمان را حادثه ای ساده و یا ماجراجوئی بچگانه تصور کرد. همچنان که هشدارهای اخیر فیدل کاسترو خطاب به “اوباما” را نباید فراموش کرد.

سیمور هرش در سال 2008 خبر مهمی را فاش کرد که حمله به نفتکس ژاپنی من را به یاد آن خبر انداخت و آرشیو محفوظات من را فعال کرد.

هرش فاش کرد:

دیک چینی معاون قدرتمند بوش، در ماه های آخر دوران ریاست جمهوری بوش، حدود ۱۲ طرح شروع جنگ با ایران را بررسی کرده بود، که به نظر وی بهترین آنها ملبس کردن کماندو های نیروی دریایی (خوک های دریایی) امریکا به قایق و یونیفورم سپاه پاسداران و سپس حمله آنها به ناوهای آمریکایی بود. این طرح کپی برداری از رویدادی مشابه درجریان آغاز جنگ ویتنام و بمباران گسترده این کشور بود.

هرش سپس در یک مصاحبه خبری توضح داد که می خواهند افکار عمومی امریکا را مهندسی رسانه ای کرده و آن را آماده پذیرش حمله ویرانگر به ایران کنند.
http://thinkprogress.org/2008/07/31/cheney-proposal-for-iran-war
هرش بعدا درباره سانسور این افشاگری او در مطبوعات امریکا و جلوگیری از گسترش دامنه پخش و انتشار آن را توضیح داد.

http://www.infowars.com/media-blackout-on-cheney-iran-false-flag-story
در همان دوران، فرمانده وقت سنتکام (فرمانده کل عملیاتی تمام نیروهای امریکا در آسیا و شمال آفریقا) که برای اولین بر یک آدمیرال بود بنام آدمیرال “فالون” در مقابل چینی ایستاد و مانع اجرای این نقشه شد. او توانست موقعیت مهم خود را تا مدت ها حفظ کند و مانع اجرای طرح چینی شود، اما سرانجام زیر فشار بخش جنگ طلب هیات حاکمه امریکا، در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری که منجر به رفتن اوباما به کاخ سفید شد، مجبور به استعفاء شد.

او، در زمانی که زیر فشار برای استعفا بود، در یک مصاحبه گفت: من حاضر نیستم جنگ جدیدی، با بهانه ای غیر شرافتمندانه را اجازه دهم.
http://www.timesonline.co.uk/tol/news/world/us_and_americas/article3534102.ece

بیوگرافی آدمیرال فالون:

http://en.wikipedia.org/wiki/William_J._Fallon

ممکن است، همان طرح چینی، به بهانه برخورد چند زیردریایی و یا برخورد هواپیماها در آسمان و یا حمله انتحاری با قایق های سریع و حتی هنگام بازرسی کشتی های عازم ایران در خلیج فارس به اجرا گذاشته شود.

این همان سناریوئی است که فیدل کاسترو در سخنرانی خود در پارلمان این کشور به آن اشاره کرد.

این دست پرقدرت و جنگ طلب در امریکا را دست پرقدرت و توطئه گری در ایران می فشارد. یعنی باند حاکم مهدویت یا همان لژ های باز سازی شده حجتیه که نسخه ای مشابه نسخه چینی را برای سلطه بر جمهوری اسلامی و چاره بحران سیاسی و اقتصادی کنونی پیچیده اند. آنها خود می توانند حوادث  مطلب هیات حاکمه جنگ طلب امریکا را بوجود آورند، که در اینصورت اروپا را نیز ناچار به تمکین از اراده جنگی امریکا خواهد کرد. دست پنهان بین المللی، حتی اسباب و وسائل ماجراجوئی های حاکمیت جمهوری اسلامی را نیز فراهم می کنند. نظیر ارسال پرسرعت ترین قایق های جهان – ساخت انگلیس- به ایران برای کپی برداری از بدنه آنها و نصب موتور مشابه و سپس روان کردن آنها روی آب های خلیج فارس و دریای عمان.
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5890137,00.html

http://www.icemarine.com/models.html
چند ماه پیش:

http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=119080
http://www.ilna.ir/AKS.aspx?id=140329

من نیز مانند دهها میلیون ایرانی، حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی را حاکمیتی کودتائی می دانم. می گویم حاکمیت زیرا بحث فقط از دولت نیست، بلکه وسیع تر از دولت است و شامل قوای نظامی، امنیتی، بخشی از مجلس و قوه قضائیه و حتی سازمان عریض و طویل روحانیت درایران نیز می شود. اما این اعتقاد و باور، مانع از آن نمی شود که با جسارت بنویسم:

بتدریج بحث های مهمی در همین هیات حاکمه کودتائی پیرامون نفوذ سازمان های بین المللی در آن شروع شده است. سخنرانی  2 روز پیش سرلشگر کودتاچی “فیروزآبادی” که در آن مستقیما “رحیم مشائی” همه کاره دولت احمدی نژاد را “جاسوس” و “نفوذی” اعلام کرد، ناظر بر همین پیش بینی است. ( فیروزآبادی: ورود تئوریسین‌ها و نظریه‌پردازان جنگ نرم و جاسوسان سیا به کشور را چه کسی اجازه داده است؟ وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی باید پاسخگو باشند و قوه قضائیه بایستی رسیدگی کند.(همایش ایرانیان خارج از کشور)

جریان مشکوک و مرموز ناشناخته ای که از دفتر رئیس جمهور محترم سردرآورده است!)

تردید نیست که بخشی از مسئله، مربوط به رقابت های طبیعی میان کودتاچی ها- اعم از نظامی ها و دولتی- است، اما همین که پذیرفته اند جاسوس در میان آنهاست، خود یک گام بلند به جلوست و ادامه این تردید و شناخت می تواند به اینجا ختم شود که در زندان اوین، در میان بازجویان، در میان امنیتی ها، در میان نمایندگی های ولی فقیه در نیروهای نظامی، در میان فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی و در جمع شورای امنیت ملی و در بالاترین سطح مدیریت بیت رهبری نفوذ شده و اگر چاره ای اندیشیده نشود، آش را با جاش خواهند بُرد!

متن کامل سخنرانی فیروزآبادی را در سایت زیر می توانید بخوانید:

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=113360